سيد محمد كمره اى

2

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

به هرقسم باشد عجالتا سكته به خيال عملى جمعيت تشكيليون فراهم آورم كه اين جلسه بگذرد تا ببينيم چه مىشود . نظر من در باب تشكيل مجدد فرقه اجازه گرفتم ، بعد عرض نمودم : اگرچه خودم عقيدتا امتناع و مخالف تشكيل هستم ، به آن كارى ندارم ليكن عرض مىنمايم افراد فرقه شايد در اين شهر سه چهار هزار باشند و با يكصد يا بالاتر ، حق نداريم كه به حقوق آن‌ها تعدى نمائيم و بىخبر آن‌ها رأى به تشكيل يا به عدم تشكيل مثلا بدهيم و آن‌ها را مجبور به اطاعت نمائيم . خوب است وسيلهء اجتماع همه را فراهم بياوريد و با همه اين مذاكره را بنمائيد و يك هفته آزادانه به آن‌ها مهلت بدهيد تا فكر و مشورت خود را نموده ، بعد اتخاذ آراء شده ، هرچه اكثريت شد جريان يابد . آن جلسه هم خيلى بىترتيب و تنظيم و هرج‌ومرج بود . آقا ميرزا على اكبر هم در آن جمعيت به من افترائى زد كه « عجب مىكنم آقاى كمره‌اى سابق عقيدهء تشكيلات داشت و تشكيلى هم داده بود ، حالا ضد تشكيلات شده » . عجب آنكه در همين يكى دو ماه بنده با شانزده نفر ديگر از افراد دمكرات براى اينكه افكار افراد در تحت نفوذ فاسدين غير فرقه نيفتد گفتيم جمعى براى حفظ افراد داشته باشيم ، آقا ميرزا على اكبر هم در آن بين بود و اظهار داشت كه اگر من با شما نباشم يا بايد براى حاج محمد تقى بنكدار يا آقا محسن يا غيره كار بكنم اما با شما كه باشم آسوده هستم . بعد معلوم شد كه ميرزا على اكبر با بعضى جاها شايد مربوط باشد و از كلماتش ميل اينكه ما را به تشكيلات دعوت نمايد ، چون ما عقيده به تشكيلات نداشتيم ، آن اجتماع منحل شد ، بنده هم اين مطلب را ناچار بلند گفتم و تكذيب آقا ميرزا على اكبر را نمودم . [ خاطرات ماه رجب 1335 / فروردين 1297 ] كدورت ملك الشعراء ليله پنجشنبه 4 رجب 1335 . - به موجب دعوت آقاى حكيم الملك در منزلش كه رفتم ، مدعوين : بنده ، آقاى صدر العلماء خراسانى ، آقا شيخ ابراهيم زنجانى ، اقتدار الدوله ، جليل الملك ، آقا سيد عبد الرحيم كاشانى ، آقاى ملك نوبهار ، آقاى آقا ميرزا داود خان ، آقا ميرزا سيد مصطفى خان ، آقاى صدرائى ، دعوت به جهت